مرتضى مطهرى
60
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
اوّلين مسأله ظاهراً اوّلين مسألهاى كه در ميان مسلمين مورد بحث و قيل و قال و لم و لا نسلّم واقع شد مسألهء « جبر و اختيار » بود و اين بسيار طبيعى بود ، زيرا اوّلًا اين مسأله چون با سرنوشت انسانها مربوط است مورد علاقهء هر انسان بالغ الفكرى است . شايد جامعهاى يافت نگردد كه مردمش به مرحلهء بلوغ فكرى رسيده باشند و اين مسأله در آن جامعه طرح نشده باشد . ثانياً قرآن مجيد آيات زيادى در اين زمينه دارد كه محرّك انديشهها در اين مسألهء اساسى مىگردد ( 1 ) . علىهذا دليلى ندارد كه ما در جستجوى منشأ ديگرى براى طرح اين مسأله در جهان اسلامى بشويم . مستشرقين معمولًا براى اينكه اصالت علوم و معارف اسلامى را نفى كنند كوشش دارند به هر نحو هست براى همهء علومى كه در ميان مسلمين پديد آمد ريشهاى از خارج از دنياى اسلام خصوصاً از دنياى مسيحيّت بيابند ؛ از اين رو كوشش دارند به هر نحو هست ريشهء اصلى علم كلام را از خارج بدانند همچنانكه نظير اين كار را در مورد علم نحو ، عروض ( و شايد معانى ، بيان و بديع ) و عرفان اسلامى كردهاند . بحث جبر و اختيار كه ضمناً بحث قضا و قدر هم هست ، يعنى از آن جهت كه به انسان مربوط است « جبر و اختيار » است و از آن جهت كه به خدا مربوط است « قضا و قدر » است ، خود بحث عدل را به ميان آورد ، زيرا رابطهاى آشكار ميان جبر و ظلم از يك طرف و اختيار و عدل از طرف ديگر ديده مىشد . بحث عدل بحث حسن و قبح ذاتى افعال را به ميان آورد و اين بحث به نوبهء خود بحث عقل و مستقلّات عقليّه را به ميان كشيد و اينها همه بحث « حكمت » يعنى غايت و غرض حكيمانه داشتن ذات بارى را موجب شد ( 2 ) و كم كم بحث به توحيد افعالى و سپس به توحيد صفاتى كشيده شد كه بعدها در اين باره توضيح خواهيم داد . صفآرايى ميان بحثهاى كلامى ، بعدها خيلى توسعه و دامنه پيدا كرد ، به بسيارى از مسائل فلسفى كشيده شد از قبيل بحث در جواهر و اعراض و تركّب جسم از اجزاء
--> ( 1 ) . رجوع شود به كتاب انسان و سرنوشت تأليف مرتضى مطهرى . ( 2 ) . رجوع شود به مقدّمهء كتاب عدل الهى تأليف مرتضى مطهرى .